تبلیغات
مشکان - پست های بهمن 1384
:: سفر عشق ۱۵

سفر عشق

 

شماره 15  ـ شنبه  29 بهمن ماه 1384 ـ 19 محرم الحرام 1427 هجری قمری

 

 

بای بسم الله

 

سلام !

خدمت همه شما دوستان گرامی اعلام می نمایم که از این پس این ویژه نامه تا روز اول صفر یک روز در میان برای عزیزان ارسال می گردد.

محتاج دعای همه شما و برادر کوچکتان ـ حمید

 

 

آرشیو شماره های گذشته را می توانید در آدرس

www.hra4.blogfa.com

مشاهده و مطالعه فرمائید.

 

نوای عاشورایی

 

ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر

دارند شرم کز گنه خلق دم زنند

دست عتاب حق بدر آید ز آستین

چون اهل بیت دست بر اهل ستم زنند

 

گمشدگان امام حسین (ع)

 

حضرت زینب (س) بانوان و کودکانی را که متفرق شده بودند جمع نمودند. هر کدام از آنها سخنی می گفت و گریه می کرد. یکی از پدر می پرسید، دیگری از عمو سوال می کرد، سومی از اصغر تشنه کام یاد می کرد و ...

یکی می گفت: عمه جان سیلی خورده ام، دیگری می گفت: گوشم می سوزد زیرا گوشم را به طمع گوشواره دریده اند، یکی می گفت: تازیانه خورده ام ... در این میان پس از بررسی متوجه شدند که دو کودک از کودکان امام حسین (ع) نیستند.

حضرت زینب و ام کلثوم برای یافتن آن دو کودک سر به بیابان ها نهادند. سرانجام پس از جستجوی فراوان آن دو نازدانه را یافتند در حالی که زیر خار مغیلان دست به گردن هم نهاده و خوابیده اند ولی وقتی که پیش رفتند تا آن گلها را از زمین بردارند و بیدار نمایند با منظره ای غمبار و جگرسوز روبرو شده اند که بار مصیبتش بسیار سنگین بود؟!

دیدند آن دو آقا زاده بر اثر وحشت و تشنگی از دینا رفته اند که خدا می داند در این لحظه بر این دو خواهر چه گذشت.

در بعضی مقاتل آمده که نگامی که این حادثه پیش آمد از عمر سعد اجازه گرفتند که به اهل بیت آب برسانند. آنها آب به کودکان حرم می رساندند ولی آنها نمی آشامیدند و می گفتند: چگونه آب بیاشامیم با اینکه فرزند رسول خدا را با لب تشنه شهید کردند.

 

سوگنامه آل محمد (ص) ـ صفحه 329

 

:: نوع مطلب : دینی ,

:: نوشته شده توسط : حمید رضا الوندی در شنبه 29 بهمن 1384 و ساعت 05:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

:: خدای من ...

خدای من!

 

خدای من! یاریم کن تا در این هزار توی زندگی راهی را بیابم که به سوی تو باشد و مورد رضایتت قرار گیرد.

خدای من! یاریم کن تا در سنگلاخ های دشوار زندگی ، هیچ گاه به سوی شیطان نلغزم.

خدای من! یاریم کن تا تنها به هنگام سختی و دشواری به یادت نیفتم و در راحتی و آسودگی و در لحظه لحظه زندگی از یادت نبرم ...

خدای من! ...

:: نوع مطلب : روزنوشت ! ,

:: نوشته شده توسط : حمید رضا الوندی در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 11:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

:: سفر عشق ۱۴

سفر عشق

 

شماره 14  ـ پنجشنبه  27 بهمن ماه 1384 ـ 19 محرم الحرام 1427 هجری قمری

 

 

بای بسم الله

 

سلام !

به راستی که سختی ها و جفاهایی که به اهل بیت در شام و کوفه شده به هیچ کس نشده است و به راستی اگر حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) نبودند این قیام آن اثری را که دارد نداشت و همه این بیت را شنیده ایم که « کربلا می مرد اگر زینب نبود ... »

خطبه های آتشین حضرت زینب آن چنان فصیح است که ناخودآگاه همه را به خود جذب می کند و خطبه امروز نیز از آن خطبه هاست ... بخوانید!

 

محتاج دعای همه شما و برادر کوچکتان ـ حمید

 

 

آرشیو شماره های گذشته را می توانید در آدرس

www.hra4.blogfa.com

مشاهده و مطالعه فرمائید.

 

نوای عاشورایی

 

هر جا که بود آهویی از دشت پا کشید

هر جا که بود طایری از آشیان فتاد

شد وحشتی که روز قیامت بگرد رفت

چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد

 

خطبه حضرت زینب (س) در کوفه

 

« بشیر بن خزیم اسدی» گفت: آن روز من حضرت زینب (س) دختر امیرمؤمنان علی (ع) را دیدم؛ به خدا سوگند، من زنی را دیدم که همه وجودش شرم و حیا بود و در عین حال به گونه ای سخنرانی می کرد که گویی خطاب را از پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (غ) یاد گرفته است.

او با دست مبارک خود به مردم اشاره ای نمود که یعنی سکوت کرده و خاموش شوید! با اشاره حضرت زینب (س) ، نفس ها در سینه حبس شد و حتی زنگ شتران نیز از حرکت باز ایستاد، سپس آن حضرت فرمود:

« حمد و سپاس مخصوص خداوند است، سلام و درود بر پدرم حضرت محمد (ص) و خاندان طیب و برگزیده او باد. اما بعد، ای اهل کوفه! ای گروه دغلباز و بی وفا! آیا برای مصیبتی که بر ما وارد شده است می گرئید،  چشمه اشکتان خشک نشود و ناله هایتان تمامی نپذیرد. مثل شما مثل آن زنی است که پس از تابیدن رشته های خود ، آنها را باز می کرد.

( ای کوفیان! شما ) جز سخن بیهوده و گزاف و ناپاک و سینه های آکنده از کینه و خشم، و ظاهری چون کنیزکان متملق و باطنی چونان دشمنان سخن چین، چه فضیلت دیگری را دارائید؟ شما همانند سبزه ای هستید که در میان زباله ها و منجلاب ها رشد کرده یا همانند نقره ای هستید که برای آستین قبور مردگان استفاده می شوند. بدانید و آگاه باشید که بد توشه ای را برای آخرت خویش از پیش فرستاده اید؛ زیرا که شما دچار خشم و غضب الهی شده و در عذاب او جاویدان خواهید ماند.

آیا گریه می کنید و شیون و زاری برپا کرده اید؟! آری! به خدا سوگند ، باید که بسیار گریه کنید و کمتر شاد شوید، زیرا دامن شما آلوده به ننگی شده که هرگز نمی توانید آن را بشوئید. چگونه می توانید خون پسر خاتم الانبیاء  و معدن رسالت را از دامان خود پاک کنید؟ خون سید و آقای جوانان اهل بهشت را؟ و پناهگاه نیکانتان را؟ و ملجأ حوادث ناگوارتان را؟ و مناره حجت تان را؟ و پیشوا و رهبر قوانین را؟ بدانید و آگاه باشید که بد جنایتی مرتکب شده اید، از رحمت الهی به دور باشید و بمیرید که تلاش ها را بیهوده ساختید و دستتان بریده باد، در معامله ای که کردید زیانکار شدید و به غضب الهی دچار شدید و ذلت و بیچارگی را برای خود رقم زدید.

وای بر شما ای کوفیان! آیا می دانید که جگر رسول خدا (ص) را پاره پاره کردید و پرده نشینان حرمش را آشکار نمودید؟ آیا می دانید که چه خونی از او ریختید و چه اندازه حرمت او را شکستید؟ هر آینه جنایتی که شما مرتکب شدید، بسیار بزرگ و سخت، کریه، ناروا، خشن و شرم آور است به لبریزی زمین و گنجایش آسمان. آیا متعجب شده اید که از آسمان باران خون بارید، (بدانید که) همانا عذاب آخرت ننگین تر است و در آن حال کسی به فریاد شما نمی رسد. از این فرصت و مهلتی که خداوند به شما داده استفاده نکنید؛ زیرا که سبقت گرفتن شما، خدا را در عذاب دادنتان به شتاب نمی اندازد و خداوند انتقام خود را خواهد گرفت و به درستی که پروردگارتان در کمین گاه است.

 

« لهوف سید بن طاووس»

:: نوع مطلب : دینی ,

:: نوشته شده توسط : حمید رضا الوندی در چهارشنبه 26 بهمن 1384 و ساعت 11:02 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   نظرات ( )

:: مطالب پیشین